محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
314
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اقتراب من أشراطها و تصرّم من أهلها و انفصام من حلقتها و انتشار من سببها و عفاء من أعلامها و تكشّف من عوراتها و قصر من طولها جعله اللّه بلاغا لرسالته و كرامة لأمّته و ربيعا لأهل زمانه و رفعة لأعوانه و شرفا لأنصاره . ( 6 ) » ترجمه همانا اين اسلام ، دين خداوندى است كه آن را براى خود برگزيد و با ديده عنايت پروراند ، و بهترين آفريدگان خود را مخصوص ابلاغ آن قرار داد . پايههاى اسلام را بر محبّت خويش استوار كرد و اديان و مذاهب گذشته را با عزّت آن ، خوار كرد ، و با سربلند كردن آن ، ديگر ملّتها را بىمقدار كرد و با محترم داشتن آن ، دشمنان را خوار گردانيد ، و با يارى كردن آن دشمنان سر سخت را شكست داد ، و با نيرومند ساختن آن اركان گمراهى را درهم كوبيد ، و تشنگان را از چشمه زلال آن سيراب كرد ، و آبگيرههاى اسلام را پر آب كرد . خداوند اسلام را بهگونهاى استحكام بخشيد كه پيوندهايش نگسلد و حلقههايش از هم جدا نشود و ستونهايش خراب نگردد ؛ در پايههايش زوال راه نيابد ؛ درخت وجودش از ريشه كنده نشود ؛ زمانش پايان نگيرد ؛ قوانينش كهنگى نپذيرد ؛ شاخههايش قطع نگردد ؛ راههايش تنگ و خراب نشود و پيمودن راهش دشوار نباشد ، تيرگى در روشنايى آن داخل نشود ، و راه راست آن كجى نيابد ، ستونهايش خم نشود و گذرگاهش بدون دشوارى پيمودنى باشد ، در چراغ اسلام خاموشى و در شيرينى آن تلخى راه نيابد . اسلام ستونهاى استوارى است كه خداوند [ پايههاى ] آن را در دل حق برقرار ، و اساس و پايه آن را ثابت كرد ، اسلام چشمهسارى است كه آب آن